گل رزم .....مهربونم . من ذهنم را از دست داده ام ، من ذهنم را از دست داده ام به تو نیاز دارم ، به تو نیاز دارم من ذهنم را از دست داده ام من کاملا پوچ و تهی هستم من خودم نمی فهمم تو از کجا آمده بودی چرا ، چرا من به تو جذب شده ام روشناییها خاموش می شوند من بال و پر زنان به هر جا پرواز می کنم بدون تو من وجود ندارم چیزهایی که می خواهم وجود ندارد عشق یک شربت شيرين و بیهوش کننده است آن محرک من به سمت دیوانگی وزندگي است و آنها می گویند - تقصیر من است و آنها می گویند - تقصیر من است من ذهنم را از دست داده ام ، من ذهنم را از دست داده ام به تو احتیاج دارم ، به تو نیاز دارم بدون تو من خودم نیستم بدون تو من وجود ندارم و آنها می گویند ....آن هذیان است آن نور تابان و درخشان پرتوهای طلایی آنها می گویند من باید فورا درمان شوم مي خواستم بپرم چون پرستويي عاشق پرواز كنم من می خواهم فراموش کنم چگونه به دیوارهاوحصارها ضربه زدم و به پایین سر خوردم ونيمه جان برزمين افتادم پروبالهايم سخت شكست چگونه بروم ،چگونه بروم بدون تو من وجود ندارم و زنده نیستم حال مي خواهم دوباره پرواز كنم با تو واينار بالاتراز حصارها وديوارها به سوي نورهاي تابان و درخشان وطلايي ....باعشق بسوي اسمان عشق بتو نیاز دارم من ذهنم را از دست داده ام بتو نیاز دارم من ذهنم را از دست داده ام...............مواظب خودت باش گل رز باغ ارزوهام
.براي تو مي نويسم ...هميشه براي تو مي نوشتم ...ساختن اين وبلاگ بهونه اي بود براي حضور تو ومن حرفايي كه گفتني نبود و حس كردني بود رو برايت مي نوشتم
...هرگز نفهميدي ونخواهي فهميد احساسي وعشقي را كه در قلبم نسبت به تو دارم حتي اگر روزي هم در كنار من باشي بازم نخواهي فهميد كه چقدر دوستت دارم .![]()
![]()
.هرگزبه چشمانت خيره نشدم چون مي دانستم از چشمانم خواهي فهميد عشقي را كه در دل دارم واين لذت بيشتري دارد..
.اكنون ازمن دوري واين وبلاگ داره كم كم زنگ ميزنه .
..تو كه نباشي ديگر مرا ديگر ميلي به نوشتن نيست ...تو كه نباشي ديگه واسم مهم نيست چه اتفاقي وچه تقديري برام نوشته ميشه ..
.انگار تا هميشه بايد با رويايت زندگي كنم ..من اين رويا را دوست دارم ....![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه 1386/12/04ساعت 12:36 توسط مهدی |