نمی دونم چرا من شدم به عشق تو اسیر
چرا عشق من چشات رو مبتلا نمی کنه
می دونم نمی شه سرنوشت ما یکی باشه
تو می گی آدم عاقل که خطا نمی کنه
نه دلت تنگه واسم نه حرفی داری بزنی
آخه سنگم با شیشه که اینجوری تا نمی کنه
من می گم عاشقتم دوست دارم
تو قبول نمی کنی اخه دل که اشتبا نمی کنه
من می گم خدا کنه یه جوری مال من بشی
نمی دونم چرا این کار و خدا نمی کنه

+ نوشته شده در جمعه 1386/06/30ساعت 21:9 توسط مهدی |
بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم منو درگیر خودت کن تا که ارامش بگیرم با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه هر شب حافظه من پراز تصویر تومیشه با من غریبگی نکن با من که در گیر تو ام منو درگیر خودت کن ... با من غریبگی نکن ....
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/06/26ساعت 14:37 توسط مهدی |