تبليغاتX
JavaScript Codes رویای گل رز...

خیلی خسته ام ...انگار ماشین زندگی باهمه چرخاش از روم رد شده

دلم یک خواب طولانی میخواد ...اخه تو خواب به هر چی میخوام می رسم .

ولی همچین که از خواب پا میشم ...بازهنوز جای چرخهای زندگی رو رو تنم حس می کنم

یک مشت دونه برام بزار...

یک پیاله کو چو لو اب بزار...

در قفسم باز بزار.....

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/01/27ساعت 10:52 توسط مهدی |


 

گفتم که رفتنت یک روز قلب دلم رو میشکنه  گفتی که این سهم تو بود تقدیر تو شکستنه

گفتم بمون اون روز میاد غصه هامون تموم میشه گفتی اگه با من باشی لحظه هامون حروم میشه

هروقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم  حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شکست

سازمن  زانوی غم بغل گرفت رفت کز کرد  گوشه اتاق نشست

ازوقتی رفتی هیچکسی همدردو هم رازم نشد هیچکسی حتی یک دفعه هم غصه سازم نشد

رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون

هر وقت که بارون می زنه تو رو کنارم می بینم .................

شاید من اصلا لیا قت عشق رو  نداشتم .....

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/01/07ساعت 23:2 توسط مهدی |