داره تموم میشه ....این سال لعنتی ...واسه من که خیلی بد بود .
غربت من هرچی که هست از باتو بودن بهتره اخرخط زندگی این نفسهای اخره وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر میشم وقتی با یک زخم زبون از اینواون دلگیر میشم این اخره راهه دیگه باید که تنها بمونم تنها تو اوج بی کسی تو غربت ارو م بمونم باید برم باید برم باید که بی تو بپرم اخ که چه سنگین میزنه این نفسهای اخرم سکوت من نشونه رضایتم نیست می دونی گلایه هامو می تونی از تو چشمام بخونی بگو اخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم هیچی نگم داد نزنم لبام و رو هم بدوزم در به در غزل فروش منم که گیتار می زنم با هر نگاه به عکست انگار خودم و دار می زنم نفرین به عشق و عاشقی نفرین به بخت و سرنوشت به اون نگاه که عشق تو تو سرنوشت من نوشت نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق منو تو به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو نفرین به من .... نفرین به من ...... خدایا کمکم کن تا اشتباهات و گذشته تلخم رو فراموش کنم ودر اینده بهتر از این باشم ..........برام دعا کنید ..... برای همه شما سالی خوب وپر از موفقیت ارزو می کنم
..حتی الان هم تو این لحظات اخر صدای تیک تیک ساعت تو گوشم می کوبه ....از نظر روحی عاطفی داغون شدم ...بهم ریخته ام البته همش تقصیر خودم بود نه کسی دیگه ...خودم مقصر بودم و بس ....
لعنت به من ...ازخودم بدم میاد ...
تو اینه که به خودم نگاه می کنم ..به خودم میگم مهدی تو چی داری که بخوای بهش افتخار کنی ...؟ ایمانت خوبه ؟ یا ادم خوبی هستی ...؟ نه هیچی ..هیچی نیستم .....کاش میشد منم همراه این سال کبیسه... سال بد شگون ...از این دنیا میرفتم ............. 

![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/12/29ساعت 22:2 توسط مهدی |
ضرب المثل دروغ میگه دل به دل راه نداره عاشقو طردش می کنند تو هیچ دلی جا نداره دوره زمونه دوره حرفای عاشقانه نیست صحبت پول و شهرته حرفی از ترانه نیست یک روز منو خواسته بودی یک روز خیلی خوب و دور امروز چه راحت نمی خوای من بد شدم برات بهونه نیست ضرب المثل دروغ میگه دل به دل راه نداره عاشقو طردش می کنند تو هیچ دلی جا نداره اگه بگی دوستش داری عاشقشی اون تو رو یادش نمیاد عاشق هرکسی بشی عاقبش درده ...همین تا بدونه عاشقشی میره و پیداش نمی شه می گی می خوام ببینمت میگه نه حالا نمی شه عاشقی خوب مگه میشه ازش فرار کنی عاشق کسی میشی که عاشق غریبه هاست گریه و زاری می کنی میگی اومیدت به خداست درسته اما اونی که تو شبا براش زار می زنی راهش و کارش و دلش حسابی از شما جداست خوش بحال معشوقایی که بویی از قدیم دارن تو اعتقادشون شگون برای یاکریم دارن ضرب المثل دروغ میگه دل به دل راه نداره عاشقو طردش می کنند تو هیچ دلی جا نداره هر جوری بود چه خوب چه بد یکم اروم شدی یکم گذشت دیدی نه مردی دیگه حروم شدی یه روز چشم وا می کنی که خودتم نمی شناسی فقط تواینه می بینی اخرشه تموم شدی ای عاشقای بی گناه ما همه زردو بی کسیم تنهاییم عین اسمون اواره ایم عین نسیم همه باید یاد بگیریم که مثل مجنون بزرگ عاشق هرکسی بشیم اخرش بهش نمی رسیم ضرب المثل دروغ میگه دل به دل راه نداره عاشقو طردش می کنند تو هیچ دلی جا نداره ضرب المثل کاش راست بود دلا بهم یک راهی داشت اون که واسه تو ماه شده کاش یک روی ماهی داشت کاش اون عاشق بیچاره ای که بی دلیل اسیر میشه یک روز یک کاری کرده بود یک جرم و گناهی داشت کاش واسه هر عاشقی که تو شبا پی ستاره شه تو دنیا محض دلخوشی یک شب پر ستاره بود کاش واسه بی راهه دل یک راه و چاره ای بود کاش علاجش عین قبل دعا و استخاره بود ضرب المثل دروغ میگه دل به دل راه نداره عاشقو طردش می کنند تو هیچ دلی جا نداره



+ نوشته شده در دوشنبه 1385/12/21ساعت 20:33 توسط مهدی |
می دونید هرشب چه ارزویی می کنم ... ای کاش میشد به عقب بر می گشتم .. به گذشته ...فقط دو ماه پیش .... خواب تورا می بینم .. خواب باران را می بینم و گلهایی در میان شنهای داغ صحرا گلی می چینم اما خارش دستانم را زخمی میکند بسوی تو می ایم ...رویای با تو بودن از فرط تشنگی و خسته گی خیس عرق با درد و رنج از خواب بیدار می شوم دستانم را میبینم که قطره قطره اب از ان میچکد و همچنان که زمان از میان دستانم می گریزد رویای عشق را در سر می پرورانم هیچ رایحه شیرینی نمی تواند اینگونه تو را رنج دهد و لذت بخش باشد جز عشق تنم همچون اتش داغ است رویای عشق را دارم به اسمان تهی بالای سرم خیره میشوم و چشمانم را بسختی می بندم تا باز در خواب و رویا با تو دیدار کنم و تو همچون گل سرخی دربیا بان ....
![]()
![]()



+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/17ساعت 22:19 توسط مهدی |
نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه
من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه
من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه
تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه
من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره
اما به جون اون چشات مرگ گلای رزمه
آخرشم دق می کنم تا من و دوست داشته باشی
مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کم کمه
من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی
زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟
می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه
رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن
قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه
شاید این و بهم دادی که همیشه با من باشه
حق با تو ست تو راست می گی غمت همیشه پیشمه
دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو می کنن
یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه
تو می ری و اسم من و از رو دلت خط می زنی
اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه
چشمای روشنت یه کم کاش که هوای من رو داشت
تنها توقعم فقط یه بار ......

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/12/13ساعت 12:49 توسط مهدی |
گاهی اینقدر دلم میگیره که از خودم سیر میشم

+ نوشته شده در جمعه 1385/12/04ساعت 20:0 توسط مهدی |
تنها چیزی که نمیشه با کسی تقسیمش کرد
دلتنگیه و من چه سخت دلتنگم دلتنگ تو
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/12/02ساعت 22:19 توسط مهدی |
از بچه گیم زیاد یادم نیست ..جز تصاویری گنگ و خاطراتی مبهم و زنگار گرفته
زمزمه هایی کورودوستی هایی دور .......و فراموشی مادرم میگه قبل از من و خواهرم یک نینی کوچولو دیگه هم داشتن که مرده ...تو بغل مادرم سه ماه بیشتر نداشته ...مادرم میگه فکر کردم خوابه ... پدر مادرم الان نمی دونند که قبرش دقیقا کجاست چون اونجا الان ساخت و ساز شده خوشبحالش ... گاهی هوسشو می کنم ..... اسمشو گذاشتم ...بهشت تا بهشت ...؟
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/12/01ساعت 12:47 توسط مهدی |